ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
پيش درآمد 55
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
سردار روس فرمانهاى شاه را مىبيند و درضمن به برخى از هدايائى كه ايلچى براى امپراطور ميبرد طمع مىكند درضمن سعى مىكند ميان ايلچى و ميرزا ابو القاسم قائم مقام را شكرآب كند تا بتواند بيشتر خود را به ايلچى نزديك كند و از او بهرهمند شود . ميرزا هادى مىنويسد : « ژنرال ، مذكور نمود كه من شنيدم كه در سال قبل كه شما از مصالحهء دولتين عليتين فارغ و از چمن گلستان معاودت به تبريز نموديد جناب صاحبى عظام قائممقام با شما بىلطفى بسيار فرمودهاند . جهت چه بود ؟ صاحبى ايلچى در جواب به او فرمود : اين مطلب محض كذب و كذب محض است . » « 1 » سردار سئوالهاى بسيار از ايلچى مىكند و ايلچى جوابها را بهنحوى كه شايسته بوده جواب مىدهد . « سردار مجددا دست صاحبى ايلچى را گرفته به خلوت رفته باز آغاز صحبت نموده بعضى فقرات بيان كرده بود كه مفاد اين بود كه : هرگاه درباب آمدن شما از من اشعارى شده بود آنوقت آمده بودند بهتر بود . زيرا كه امپراطور روس از دعواى فرانسه فتح باب شده و داخل شهر پاريس گرديده بنابراين وصول امضاى عهدنامهء مصالحه دولتين عليتين در اين زودى مشكل است و رفتن شما طول خواهد كشيد . صاحبى ايلچى بعد از استماع اين سخنان و تحويل مراتب جلادت و مناعت ايشان در جواب فرموده بودند كه آوردن اصل اين عهدنامه از دولت ايران مشكلتر از وصول امضاى آن بود . چنانچه هر گاه كه امضا به زودى نرسد و تعويق و تاخير در آن باشد ما نيز حاضريم و چندان اصرارى نداريم » « 1 » بعد سردار به ايلچى مىگويد و اصرار مىكند هدايائى كه ايلچى بهجهت امپراطور ميبرد تماشا كند ايلچى دستور ميدهد مياورند تا سردار ملاحظه كند . چادرى را كه صاحبى بهجهت امپراطور ميبرده در او طمع مىكند . و ايلچى « همانوقت دستور مىدهد چادر را پائين آورده با اسبابواساس تمام به رسم تعارف بهجهت او مىفرستد » « 2 » براى شناخت آنها ايلچى مىگويد شخصى كه از جانب زن سردار نه دانه فنجان آورد آقا بيك گفت ده دانه اشرفى باجاغلى بهجهت انعام او كافيست زيادتر ندهيد ؟ ! ما لابد ده باجاغلى را هم داديم ايشان چنين قومى هستند » « 3 » هيأت ايران پس از مدتى توقف در تفليس و قفقاز و شهرهاى ديگر سر راه كه شرح آنها را در كتاب خواهيد خواند روز جمعه عاشوراى 1230 ه . ق . وارد شهر مسكو مىشوند . اين هيأت در مسكو از مكانهاى ديدنى و موزهها و اشيائى كه از طرف سلاطين ايران در آن موزهها نگهدارى مىشود و نيز از تماشاخانهها و خانهاى كه فرزندان بىسرپرست را در آنجا نگهدارى مىكنند ديدن مىكنند . ميرزا هادى بهطور دقيق شرح همهء ديدهها و حوادث اين سفر را در كتاب خود آورده است و اشاره به تمام آنها در اينجا از حوصلهء اين نوشته بيرون است . دومين روزى كه ايلچى وارد مسكو مىشود ، بساناويچ و آقا بيك دربندى مهمانداران ، خدمت صاحبى ايلچى مذكور كردند كه چون طور موصوف در اين مملكت ثانى پادشاه روس و مرد كاملى است هر گاه مبادرت از جانب شما به ملاقات او بشود راضى و خشنود خواهد شد . صاحبى ايلچى از سخن آنها تغيير كلى به هم رسانيده مذكور نمودند كه اگر طور موصوف در اين مملكت ثانى پادشاه روس است من هم ايلچى بزرگ دولت عليهء قويه
--> ( 1 ) - همين كتاب صفحات 31 - 32 . ( 2 ) - همين كتاب ص 34 . ( 3 ) - همين كتاب ص 35 .